سخنرانی دکتر محمدعلی اکبری در نخستین نشست تخصصی انجمن تاریخ اجتماعی علم و فناوری
اکبری: بسم الله الرحمن الرحیم. در ابتدا قرار بود به چیستی تاریخ اجتماعی بپردازم؛ اما پس از بررسی عنوانها و بحثها به این نتیجه رسیدم که اگر قرار باشد در یک جلسه هم به چیستی تاریخ اجتماعی و هم به چیستی تاریخ علم و فناوری بپردازم به نتیجه خوبی دست نخواهم یافت؛ بنابراین تصمیم گرفتم به بحث فنی در حوزه تاریخ اجتماعی بپردازم.
به نظرم پرسش بسیاربسیار مهم و جدی در حوزه علم و فناوری با توجه به تجربیاتی که آقای دکتر معین در حوزه مدیریت وزارتخانه و بعضی از اساتید دیگر که اینجا تشریف دارند، داشتند این است که اصلاً چرا تاریخ علم و فناوری و اصلاً چه ضرورتی دارد که درباره تاریخ بحث کنیم؟ دغدغه این نشست دغدغه تاریخی به ما هو تاریخی نیست؛ به این معنا که اگر گروهی از مورخان دور یکدیگر جمع میشدند و چنین انجمنی تشکیل میدادند میتوانستیم بگوییم عدهای از مورخان علاقهمند به بحث علم و فناوری انجمنی تشکیل دادهاند و قصد دارند درباره علائق خود بحث کنند. به نظرم آنچه این مجموعه را به موضوع تاریخ رسانده است از نوع دیگری است و این نقطه عزیمت بسیار مهم است و باید مدتی روی آن درنگ کرد.
اگر امروز درباره علم و فناوری و مسائل و پیشبرد آن صحبت میکنیم چه نیازی داریم که به حوزه تاریخ بازگردیم و به نوعی به مطالعهمان بعد تاریخی دهیم؟ به دو نکته اشاره میکنم؛ اول اینکه به نظرم در سنت قدمای ما تاریخ به گونهای خوانده شده است یا دست کم روایتهایی از خواندنِ تاریخ وجود دارد مبنی بر اینکه تاریخ را برای اکنون و برای فردا میخوانند نه برای گذشته که میتوان به ابوالفضل بیهقی و افراد دیگر در این زمینه اشاره کرد. تاریخ این توجه را به ما میدهد که آن را به مثابه امری در گذشته و به پایان رسیده در نظر نگیریم و آن را برای تعلقات ذوقی و سرگرم کردن خود نخوانیم. جدا از اینکه در سنت و متون دینیمان مسائلی در این زمینه مطرح است؛ ولی در سنت قدما این نوع نگاه به تاریخ وجود دارد.
در دوران جدید دو نوع نگاه دیگر به سنت تاریخنگاری قدمایی اضافه شده است؛ یکی اکنونگرایی و به معنای دیگر حال کردن تاریخ است که البته در این نوع نگاه بحث فراوانی وجود دارد، یعنی پایه را امروز قرار دهیم و تاریخ را آنطور بخوانیم که امروز به آن احتیاج داریم یا در چارچوب تئوریها و نظریهها و پروژهها و الزامات دیگر بخوانیم. این موضوع به ویژه در بحث هویت بسیاربسیار اهمیت دارد؛ یعنی خواندن تاریخ آنطور که در پروژه هویتسازی در معنای وسیع آن امروز وجود دارد.
نوع دوم اینکه برای حال نوعی وجودیت تاریخی قائل باشیم و حال را یک بسامد تاریخی بدانیم که بدون مطالعه آن ادامه و بسامد تاریخی درک درستی از وضعیت آن، چه در زمینه امکانات و قابلیتها و چه در زمینه محدودیتها در اختیار نداریم. مطالعه تاریخ به این معنا یعنی برای پدیده حیثیت تاریخی قائل شدن و آن را نقطهای و در زمان حال ندیدن که شاخهها و بحثهای مختلفی دارد.
این نگاه جدای از نگاهی است که امروز در بحث آیندهپژوهی داریم. یکی از بزنگاههایی که در بحث مطالعه تاریخی در وضع اکنون بسیار خطرناک است نگاه آیندهنگری یا آیندهپژوهی است که به دنبال حال کردن تاریخ است که در اواخر دوره دولت قبل، انجمنهایی در این زمینه در دانشگاه تهران و جاهای دیگر به نام آیندهپژوهی راه افتاده بود که خود آن نوعی ساختن ایدئولوژی بود و وجه تاریخی داشت و هدف آن وجه تاریخی یعنی آیندهپژوهی در مطالعات تاریخی به معنای حال کردن امر تاریخی.
توجه به مطالعات تاریخی و برگشت به تاریخ و توجه به آن جوان نیست؛ حتی میدانم آنجا که کارهای جدیتری در بحث مطالعات پروژه انجام میشود توجه به مطالعات تاریخی وجود دارد؛ مثلاً وقتی بخواهیم یک پروژه صنعتی ایجاد کنیم باید به پیوست تاریخی توجه کنیم. معتقدم باید در حوزه علم و فناوری به مطالعات تاریخی توجه کرد و این را به عنوان تجربه زیسته خود در حوزه مطالعات علوم انسانی و به ویژه در حوزه علوم تاریخ بیان میکنم.
آقای دکتر خانیکی به نکته قابل تأملی اشاره کردند و آن اینکه من سرحدی هستم؛ یعنی در سر حد زندگی کردم؛ بنابراین این تجربه چندگانه است، دیپلم من طبیعی بود و بعد از آن سراغ حوزه علوم انسانی آمدم و در حوزه علوم انسانی سرحدی زندگی کردم؛ یعنی تاریخ، جامعهشناسی و مطالعات دیگر داشتم؛ وقتی وارد بحث تاریخ اجتماعی شویم خواهم گفت که چرا این بحث مهم است.
برای اینکه تصویر دقیقی از وضعیت اکنون به معنای فرصتها، محدودیتها و تهدیدها داشته باشیم نیازمند بازگشت به تاریخ در حوزه علم و فناوری هستیم. باور عمیقی دارم که بدون مطالعه تاریخی نمیتوان تصویر درستی از وضع کنونی داشت و قدمهای درستی در آینده برداشت.
یکی از آسیبهای جدی که تعبیر پروژه را در مورد آن به کار میبرم، پروژه پیشرفت علم و فناوری است که در صد ساله گذشته بیعقبه و به نوعی بیتاریخ شده است و نمیدانیم که صاحب چه تجربهای هستیم و نسبت آن تجربه با دنیای جدید چیست. قطعاً اساتید و صاحبنظرانی در این زمینه کار کردهاند؛ ولی من به عنوان یک سنت از آن در حوزه آموزش عالی و به ویژه پیشرفت علمی سخن میگویم.
میتوان سؤال را اینگونه صورتبندی و طرح کرد و آن اینکه چرا تاریخ اجتماعی؟ چرا این را تخصیص زدیم؟ چرا تاریخ علم و فناوری نه؟
برای اینکه تصویر درستی از کنون خود داشته باشیم باید پیشینهشناسی کنیم و از نقطهای که در آن قرار داریم فهم تاریخی بیابیم؛ اما چرا تاریخ اجتماعی؟ میخواهم از این سخن دفاع و بیان کنم که اگر لازم است مطالعه یا فهم و تحقیقی از وضعیت کنونی داشته باشیم بهتر است به جای تاریخِ علم و فناوری به تاریخ اجتماعی علم و فناوری بپردازیم.
میخواهم در فرصتی که در اختیار دارم بیان کنم که قطع نظر از مسائلی که در این حوزه از مطالعات اعم از چالشها و بحرانها و اختلافنظرها و مکتبها و غیره وجود دارد چرا من فکر میکنم که رویکرد تاریخ اجتماعی امکانات بهتری برای مطالعه تاریخ علم و فناوری در اختیار ما قرار میدهد؛ به نظرم آنچه بیان کردم اینجا موضوعیت مییابد و آن تفاوت این انجمن با انجمن مثلاً تاریخ اجتماعی در حوزه تاریخ است. شاید یک ویژگی مشترک که میان گرایشهای مختلف تاریخ اجتماعی وجود دارد این است که پدیده را به عنوان امری اجتماعی مورد مطالعه قرار میدهد. تاریخ سیاسی که غلبه دارد و در دورههایی با تاریخ کلاسیک یا سنتی مساوی است بنایش بر مطالعه رویدادهاست و رویدادها در آن خاص و یونیک و به یک معنا تکرارناشونده هستند. ویژگی دیگر اینکه کارگزارمحور است؛ یعنی بازیگران بزرگ تاریخ رویدادها و پدیدهها را میسازند. سیاست، نیروی محرک تاریخ است. برای بیان تاریخ، شیوهای به نام روایتی وجود دارد که قدما نیز از آن استفاده میکردند. در تاریخنگاری کلاسیک نیز چنین چیزی وجود دارد.
تاریخ اجتماعی به منزله مواجه انتقادی با چهارگانهای است که بیان کردم و اساس تاریخ کلاسیک را میسازد. تاریخ اجتماعی به این معناست که برای پدیده صرفاً حیثیت فردی یا حیثیت جزئی و یونیک قائل نشویم یا دست کم یونیک بودن آن را اینطور تفسیر و تعبیر نکنیم که واحد مطالعه در آن رویداد شود. مطالعه تاریخ اجتماعی این امکان را میدهد که موضوع را برای آن واحد، بزرگتر از رویداد قائل شویم و این موضوع فوقالعاده مهم است.
تاریخ اجتماعی وقتی پدیده را امر اجتماعی تلقی میکند دست کم برای کارگزاران و بازیگران تاریخی نقش تام و تمامی قائل نیست به عبارتی در دعوای فرد و جامعه که دعوای فجیعی است برای امر اجتماعی، حیثیت وجودشناختی قائل میشود. نمیخواهم امروز وارد این نوع مباحث شوم؛ ولی باید بگویم که تاریخ اجتماعی و هر روایتی که با آن مواجه میشویم نیروی محرک تاریخ است و کارگزاران تاریخی را صرفاً افراد و اشخاص بزرگ یا به اصطلاح شاعران واقعی تاریخی نمیدانند؛ بلکه برای امر اجتماعی حیثیت و نقش و ساحتی از امر تاریخی قائل هستند که فاعلیت پیدا میکند.
نکته دیگر اینکه شکل بیان امر تاریخی روایت در معنای زمانی آن است و نمیدانم که آیا اجازه میدهد که سراغ روشهای دیگر که امکان مطالعه امر اجتماعی را به ما میدهد، برویم؟ به این موضوع، تاریخ اجتماعی میگوییم و در واقع تاریخ اجتماعی با چنین رویکردی با پدیدهها مواجه میشود.
دو عنصر اساسی در امر تاریخ، زمان و مکان است. در همه گرایشهای تاریخِ اجتماعی مفهومی از زمان داریم تا با حیثیت اجتماعی امر تاریخی ارتباط و نسبت برقرار کند. ضرباهنگی به لحاظ تاریخی در نگاه رویدادمحور وجود دارد که آنالیستها از آن به زمان کوتاه، لحظه، زمان وقوع واقعه تعبیر میکنند؛ اما اگر برای امر تاریخی ساحت دیگری هم قائل شویم که آن ساحت، ساحت اجتماعی است پدیده اجتماعی در لحظه نه تعین پیدا میکند و نه میتوان آن را مطالعه کرد؛ بنابراین زمان، بُعد پیدا میکند؛ به این معنا که از بُعد بیشتری نسبت به زمان وقوع واقعه دست پیدا میکنیم.
آنالیستها از سه زمان سخن میگویند؛
یک) زمان بلند که بحث آن مکان در تاریخ است به معنایی دیگر منظور از زمان بلند جغرافیا، تأثیر عنصر جغرافیایی و انباشت زمان در عنصر جغرافیایی است.
دوم) زمان میانه که به آن زمان نهادی یا زمان ساختاری نیز میگویند.
سوم) زمان کوتاه که معمولاً در روایتهای رویدادنگار با آن مواجه هستیم.
آنجا که تاریخ اجتماعی میایستد زمان میانه است؛ اگر بخواهیم قدر مشترکی از میان روایتهای مختلف داشته باشیم باید بگویم که این نوع نگاه و فهم از زمان لازمه قائل شدن به حیثیت اجتماعی برای امر تاریخی است. به نظرم چنین نگاهی به امر تاریخی فرصتها و امکاناتی را برای مطالعه امر تاریخی فراهم میکند و برای علم و فناوری به عنوان امری اجتماعی، حیثیت اجتماعی قائل میشود و دیگر آن را صرفاً پدیده نمیداند؛ بلکه آن نیز بُعد اجتماعی مییابد.
تأثیر عوامل اجتماعی به اکتشافات و نظریهها و امثال آن شکل میدهد؛ اما موضوع بحث من ورود به حوزه تاریخ اجتماعی علم و فناوری نیست؛ بلکه میخواهم در این حوزه روی بحث خود بایستم و نمونههایی را ذکر کنم که تاریخ اجتماعی، امکاناتی در اختیار ما قرار میدهد که بتوانیم با استفاده از آنها نگاه و فهم تاریخی جامعتری داشته باشیم.
از نکاتی که تاریخ اجتماعی روی آن دست میگذارد و در سنتی از تاریخ اجتماعی بسیار پر رنگ است اینکه تاریخ به منزله یک امر تاریخی کامل یا تاریخی تمام است؛ به این معنا که باید تاریخ را با همه ابعادش نگریست و برای امر تاریخی ابعاد مختلفی قائل شد و نباید صرفاً تاریخ را امری سیاسی دانست. نقطه عزیمت و آغازین بحث ما تاریخ اجتماعی بود؛ اما وقتی جلوتر آمدیم متوجه شدیم که پدیدههای تاریخی پدیدههایی هستند که باید در تمامیت و در ابعاد مختلف آنها را نگریست. درست است که روایت فرنان برودل از «تاریخ تمام» را در مکتب آنال[۱] نقد میکنند؛ اما اساس این دید به عنوان قاعده پذیرفته شده است؛ مثلاً به جای اینکه از تعبیر «تاریخ تمام» استفاده شود از تعبیر «تاریخ در هم تنیده» استفاده میشود.
تاریخ اجتماعی، پدیده علم و فناوری را صرفاً امری دانشی به معنای خاص کلمه نمیداند؛ بلکه این پدیده را به مثابه یک پدیده تاریخی دارای ابعاد مختلف میداند و در صورتی که آن را با ابعاد مختلف بنگریم و مورد مطالعه قرار دهیم فهم مناسبتر و کاملتری از آن خواهیم داشت.
تاریخ اجتماعی فرصت دیگری نیز در اختیار تاریخ علم و فناوری قرار میدهد و آن اینکه به دلیل انباشت تجربهای که در زمینه چگونه مطالعه یا تحقیق کردن در حوزه تاریخ اجتماعی از نظر ساخت مفاهیم، چارچوبها، مدلها و حتی ردیابهای نظری دارد فرصتهایی را در اختیارمان قرار میدهد؛ به عبارت دیگر پوششهای حوزه تاریخ اجتماعی میتواند دستمایه بسیاری از حوزههای مطالعه تاریخ اجتماعی علم و فناوری قرار گیرد.
برای اینکه بتوانیم مفاهیم تاریخ اجتماعی علم و فناوری را پیش ببریم نیازمند تعریف جدیدی از مفهوم زمان در تاریخ و تعریف جدیدی از مکان در تاریخ و نیازمند تعریف جدیدی از رویداد در تاریخ هستیم و موارد دیگر. تجربه تاریخ اجتماعی امکانات و فرصتهایی را در اختیار ما قرار میدهد.
از اتفاقات دیگری که در حوزه تاریخ اجتماعی افتاده است. تاریخ اجتماعی به حوزه مطالعه تاریخی توسع موضوعی داده است. به تعبیری دیگر تاریخ اجتماعی آنقدر حوزههای مختلف را به خود اضافه کرده است که امروز نمیتوان تاریخ اجتماعی را تعریف کرد. یکی از نقدهایی که به بحث تاریخ اجتماعی صورت میگیرد توسع بیش از حد آن است؛ ولی اگر بخواهیم به لحاظ تاریخی به موضوع بنگریم؛ کوشش برای توسع موضوعی و پرداختن به لایههای مختلفی که میتواند در حوزه مطالعات تاریخی موضوعیت پیدا کند به ما امکانات و قابلیتهایی داده است؛ مثل اشکال و مباحث مختلف هویت در بحث تاریخ اجتماعی. یکی از مباحث تاریخ اجتماعیِ علم و فناوری، هویت علمی یا اشکال و مباحث مختلف هویت علمی است.
آن مطالعات هم مفاهیمی را در چارچوب خود و هم مدلهایی را برای مطالعه عرضه کردهاند و همینطور میتوان مثالهای زد که این نوع مطالعه و توسع موضوعی و حوزههای مختلفی که مورد مطالعه قرار گرفته است، چه فرصتها و عرصههایی از تحقیق در حوزه علم و فناوری را به معنای تجربه تاریخی در اختیار ما قرار میدهد.
نکته آخر اینکه تاریخ اجتماعی موضوع زندگی را در معنای وسیع کلمه به سوژه مطالعه تاریخی تعبیر کرده است. به دو مورد اشاره میکنم؛ یکی تاریخ زندگی روزمره در حوزه مطالعات تاریخ اجتماعی که حوزه بسیار با اهمیتی است و ابعاد بکری از تاریخ را آشکار میکند و دیگری هم که ژانر بسیار مهمی از حوزه مطالعات تاریخ اجتماعی از نوع تاریخ از پایین است که در برابر نگاه تاریخ نخبگانی که در تاریخ سیاسی وجود دارد، قرار دارد.
«تاریخ از پایین» که البته بحث آنها به موضوع علم و فناوری ربطی ندارد؛ بلکه دیدن لایههای اجتماعی است که در تاریخ نقش دارند؛ اما به دلیل آن نوع نگاه به تاریخ، مارژینال شدند و به حاشیه رانده شدند و دیده نشدند و حذف شدند؛ دلایل عینی دارد؛ مانند بروز جنبشهای مدنی در ایالات متحده آمریکا و … که منشأ و زمینههای آن را فراهم میکند؛ مانند مطالعه تاریخ سیاهان و تاریخ کارگران و تاریخ زنان و امثال آن.
گاهی میتوان به این فکر کرد که تاریخ اجتماعی از پایین به حوزه مطالعات علم و فناوری چه نوع تاریخ و چه نوع علم و فناوری و چه نوع تاریخی از علم و فناوری برای ما میسازد؟
اینها دو نمونه از انواع نمونههایی بود که میتوان در این مورد ذکر کرد. تعبیرم این است که علم و زندگی به معنای دیدن موضوع علم و فناوری از زاویه زندگی و آنچه در زندگی جاری میباشد، است؛ مثلاً از موضوعاتی که در بحث علم و فناوری به معنای خاص آن کمتر به آن میپردازیم، پیامد آن در زندگی اجتماعی ماست. چگونه یک صورتی از دانش و فناوری، زندگی اجتماعی انسانها را دگرگون میکند؟ اگر به تاریخ علم و فناوری از منظر تاریخ اجتماعی بنگریم این حوزهها در حوزه قلمروی مطالعاتی ما قرار میگیرد؟
در جمعبندی باید بگویم که فارغ از مباحثی که در بحث تاریخ اجتماعی وجود دارد؛ مانند اینکه آیا تاریخ اجتماعی یک حوزه مطالعات خاص است؟ آیا تاریخ اجتماعی نوع نگاه وجودشناسانه به امر تاریخی است؟ معتقدم تاریخ اجتماعی قابلیتهای بیشتر و سویهها و امکانات بیشتری برای مطالعه در اختیار ما قرار میدهد. من از این نوع منظر و رویکرد دفاع میکنم و معتقدم؛ با چنین نگاهی فرصتهای بهتر و بیشتری خواهیم داشت؛ البته این نگاه چالشهای خاص خود را دارد به این دلیل که این حوزه بسیار پر چالش است. عذرخواهی میکنم و نمیدانم که آیا طرح بحثی که کردم چقدر مفید است.
[۱] – اندیشمندان مکتب آنال مدعی بودند که در تاریخنگاری، نه میبایست در دام مباحث متافیزیکی بود و نه میبایست تاریخ را به تاریخ سیاسی فروکاست. لذا برای پیشگیری از دخل و تصرفات مورخ، از موضوعاتی همچون جامعهشناسی، اقتصاد و جغرافیا استمداد طلبیدند و نوعی تاریخنگاری اجتماعی را رقم زدند.